freepay, Freepay, freepay.ir, فری پی, درگاه پرداخت
تبلیغات
فال, فال های وتار, فال وتار, faal, fal, wtaar, faal wtaar


کد خبر: ۴۰۱۵۹۷

۳۲  بازدید

وبسایت فرادید: سام بلوم همراه با خانواده به تعطیلات رفته بود که از بام هتل سقوط کرد و از کمر به پایین فلج شد؛ دیری نپایید که او دچار یک افسردگی مزمن نیز شد. اما کمک از جایی رسید که آن‌ها هرگز فکرش را هم نمی‌کردند: از یک جوجه زاغ که از لانه‌اش پایین افتاده بود! با ورود زاغ به خانه سام، دوباره خنده و شادی به خانه آن‌ها بازگشت.
 
به گزارش بی بی سی انگلیسی، سام بلوم صحنه سقوط از بام را به یاد نمی‌آورد. آخرین چیزی که در خاطرش است، لذت بردن از چشم‌انداز پیش رویش از بام هتلی در تایلند است. ژانویه 2013 بود که سام به همراه شوهرش "کامرون" و سه پسر کوچکش برای تعطیلات به یک روستای ساحلی در دریای آندامان رفته بود.

ماجرای زاغی که جان یک خانواده را نجات داد!
 
آن‌ها پس از شنای صبحگاهی در استخر بود که متوجه شدند یک تراس در بام هتل محل اقامتشان وجود دارد. سپس تصمیم گرفتند که تمام پله‌ها را بالا بروند تا از چشم‌انداز اطراف لذت ببرند.
 
سقوط 6 متری

کامرون صدایی شنید و ناگهان برگشت؛ اثری از همسرش سام و نرده‌هایی که به آن تکیه داده بود، نبود! کامرون به سرعت به سمت لبه بام دوید و دید که همسرش روی زمین بتنی پهن شده است. سقوطی دو طبقه‌ای و به ارتفاع 6 متر.
 
کامرون فریاد کشید و از پله‌ها با سرعت به سمت پایین دوید. وقتی بالای سر سام رسید، دید که او زبانش را گاز گرفته و چشم‌هایش برگشته‌اند. او می‌گوید: «کمرش قلمبه شده بود. فهمیدم که ستون فقراتش به شدت آسیب دیده است.»
 
اصلا فرصت نشد تا مانع حضور پسرانشان در صحنه شود. روبن، پسر بزرگترشان، پرسید: «اون زنده می‌مونه؟»
 
کامرون می‌گوید: «می‎‌دانستم که او هنوز نفس می‌‎کشد... ولی خون از سرش راه افتاده بود و واقعا نگران وضعیت سلامتی‌اش بودم. نمی‌دانستم زنده می‌ماند یا خیر.»
ماجرای زاغی که جان یک خانواده را نجات داد!

بیمارستان محلی


وقتی سام به هوش آمد، او در بیمارستان محلی بود و به یک برانکارد نوار پیچ شده بود. آنجا پزشکان از سرش ایکس ری گرفتند و سرش را تکان دادند. پس از گذشت 4 ساعت و رسیدن به بیمارستانی بزرگتر، فشار خون سام همچنان خیلی پایین بود و انجام عمل جراحی ممکن نبود. جمجمه‌ی سام از چند جا شکسته بود؛ مغزش نیز دچار خونریزی شده بود. هر دو شش سام پاره شده بود و یکی کلا از کار افتاده بود. ستون فقراتش نیز از ناحیه پایین شانه دچار شکستی شده بود.
 
چهار روز بعد، پزشکان موفق شدند بر روی او عمل جراحی را انجام دهند. شش هفته بعد سام آنقدر سرپا شده بود که بتواند به استرالیا برگردد. در استرالیا، او یک اسکن MRI انجام داد. سام می‌گوید: «یکی از دکترها وارد شد و گفت که در مقیاس متوسط تا مشکل‌زا، وضعیت تو در حالت مشکل‌زا قرار دارد.»
 
همان موقع پرسیدم: «آیا دوباره می‌توانم راه بروم؟»
پزشک جواب داد: «تو دیگر هرگز نمی‌توانی راه بروی.»
 
بله... او همین اندازه صریح به من جواب داد. همین ماجرا بود که باعث شد سام دچار یک افسردگی مزمن شود. او اصلا باور نمی‌کند که چرا آن نرده‌های چوبی محافظ به سادگی فرو ریختند. سام 6 ماه آینده را هم در بیمارستان گذراند و مدام در حال گریه کردن بود. همه چیز گذشت تا اینکه او به خانه برگشت. کامرون می‌گوید: «فکر می‌کردیم که اوضاع بهتر شود.»
 
اما این چنین نشد.
 
وقتی او به خانه برگشت، با این واقعیت مواجه شد که نمی‌تواند کارهایی که قبلا انجام می‌داده را دوباره انجام دهد؛ موج‌سواری‌ و دویدن روی شن‌های ساحل همواره جزو مهمترین فعالیت‌های زندگی سام بوده است. سام می‌گوید: «واقعا آرزو می‌کردم که ای کاش زنده نمی‌ماندم.»
 
اتفاقی غیرمنتظره


اما سه ماه بعد، اتفاقی کاملا غیرمنتظره رخ داد. سام به همراه پسرانش به خانه مادرش رفته بود. آن روز باد شدیدی در حال وزیدن بود. پسر وسطیِ سام به یکباره چشمم به جوجه زاغی افتاد که روی زمین افتاده بود. آن‌ها جوجه زاغ را برداشتند و به خانه بردند.
 
سام می‌گوید: «اسم آن جوجه زاغ را پنگوئن گذاشتیم، چون شبیه پنگوئن بود. به نظر می‌رسید که بالش شکسته اما اینطور نبود. فقط دو سه هفته از تولد جوجه زاغ گذشته بود.
 
ماجرای زاغی که جان یک خانواده را نجات داد!

سام می‌گوید: «جوجه زاغ خیلی بامزه بود و از اینکه در خانه بود احساس خوبی داشتم. از وقتی که زاغ را به خانه آوردیم، همه‌اش روی شانه‌هایم می‌نشیند و ما را می‌خنداند... من دوست دارم با زاغ صحبت کنم. به نظرم دیگر نیازی نیست کامرون سنگ صبورم باشد و پنگوئن همه چیز را با جان و دل می‌شنود.»
 
پنگوئن اعصاب ندارد!


کامرون می‌گوید: «آن زاغ اعصاب ندارد و بعضی روزها به سرمان نوک می‌زند. حتی پیش می‌آید که پنگوئن خودش به سمت تختخواب برود و بخوابد. همه عاشقش هستند.»
 
کامرون می‌گوید که پنگوئن آنقدر در حالت‌های جالب عکس دارد که باعث شد برایش یک حساب کاربری در اینستاگرام بسازند.
 
بدرود برای همیشه...


جوجه زاغ به راحتی در خانه می‌چرخید، اما چون آموزش کافی برای دستشویی کردن را ندیده بود، خانه مرتب کثیف می‌شد. پس از مدتی، اعضای آن خانواده به پنگوئن یاد دادند که بیرون از خانه بخوابد که اتفاق جواب هم داد! اما  پنگوئن هر روز بلا استثنا ساعت 6 صبح درب خانه را می‌کوبید و اجازه ورود می‌خواست.
 
کمی که بزرگتر شد، استقلال بیشتری را نیز به دست آورد. مثلا تابستان یک سالگی‌اش به مدت 6 هفته غیبش زد. خانواده سام به شدت نگران پنگوئن شد. اما روز تولد 13 سالگیِ روبن، او بازگشتی سرزده و شگفت‌انگیز به خانه داشت. پس از آن نیز پنگوئن 8 ماه دیگر آنجا ماند.
ماجرای زاغی که جان یک خانواده را نجات داد!

سال گذشته، پنگوئن از آنجا رفت و دیگر هرگز بازنگشت. زاغ «آزادی‌اش» را به دست آورده بود. این کار باعث شد تا سام نیز به نوعی به آزادی برسد.
 
از ویلچر تا تیم معلولان کایاک استرالیا


او سه سال پیش قايقرانى‌ با كاياک را آغاز کرد و تابستان سال گذشته توانست به تیم ملی معلولان کایاک استرالیا بپیوندد. سام می‌گوید: «ویلچر را کنار گذاشته‌ام. دوباره به آب و طبیعت برگشته‌ام.»
 
در طول 2 سالی که آن زاغ همراه خانواده بود، کامرون به عنوان یک عکاس حرفه‌ای نزدیک به 14000 عکس از او گرفت که به سرعت در فضای مجازی پخش شد. بردلی ترِور گریو نیز تصمیم گرفت تا کتابی شامل تصاویر کامرون و داستان این خانواده را به چاپ برساند. سام نیز از طریق همین کتاب بود که واکنش فرزندانش به لحظه سقوط در هتل را متوجه شد. او می‌گوید: «وقتی آن کتاب را خواندم، بی‌اختیار گریه کردم.»
 
کامرون می‌گوید: «وقتی پنگوئن وارد خانه ما شد، همه چیز تغییر کرد. سام بیشتر از همه متوجه این تغییرات شد.» سام نیز با کامرون موافقت می‌کند و می‌گوید: «من عاشقش هستم. واقعا پنگوئن را دوست داشتم.»
 
سام در پایان قصه می‌گوید: «معلولیت مثل این می‌ماند که از کما خارج شوی و بفهمی 120 سال پیرتر شده‌ایم. اعضای خانواده و دوستانتان از زنده ماندن شما خوشحال‌اند، اما همه چیز برای شخص شما دردناک و کند پیش می‌رود. کارهایی که روزی برای شما لذت‌بخش بودند را دیگر نمی‌توانید انجام دهید.»

ماجرای زاغی که جان یک خانواده را نجات داد! 
ماجرای زاغی که جان یک خانواده را نجات داد! 
ماجرای زاغی که جان یک خانواده را نجات داد! 
ماجرای زاغی که جان یک خانواده را نجات داد! 
منبع : برترین ها ارسال به :
انتشار : شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۲:۳۸ دیده شده : ۱۴بار نویسنده : admin

که جان در بدنی که چون جان در بدنی تو چنان رفته که جان در بدنی که جانم میرود كه جانم ميرود که آرام جانم میرود کتاب دیدم که جانم میرود شعر دیدم که جانم میرود شعر گویی که جانم میرود دانلود کتاب دیدم که جانم میرود شعر که جانم میرود انگار که جانم میرود خرید کتاب دیدم که جانم میرود که جان من فدای ایران که جان را فرش مادر میتوان کرد شعر که جان را فرش مادر می توان کرد که جانان جان من باشد مرا عهدیست با جانان که جانان جان من باشد مرا قولی است با جانان که جانان جان من باشد که جانانم تویی تو والله که جانانم تویی تو به والله که جانانم تویی تو بیا جانا که جانانم تویی تو بیا جانم که جانانم تویی تو دانلود آهنگ به والله که جانانم تویی تو که جانم در جوانی سوخت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت جانمازی که نماز میخواند سجاده که نماز میخواند جانمازي كه نماز مي خواند فیلم جانمازی که نماز می خواند جانمازی که خودش نماز میخواند اپارات جانمازی که نماز می خواند ماجرای جانمازی که نماز می خواند سجاده ایی که نماز میخواند سجاده ی که نماز میخواند فیلم سجاده که نماز میخواند جانمازی که نماز خواند جانمازي كه نماز خواند فیلم جانمازی که نماز خواند ماجرای جانمازی که نماز خواند سجاده ای که نماز خواند سجاده اي كه نماز خواند سجاده ایی که نماز خواند سجاده ای که نماز خواند در اردبیل یک خانواده محترم یک خانواده محترم دانلود یک خانواده محترم فیلم کامل یک خانواده محترم Download یک خانواده محترم Iranproud یک خانواده محترم Watch یک خانواده محترم Watch Online یک خانواده محترم Youtube یک خانواده محترم ویکی یک خانواده محترم طالب زاده یک خانواده محترم دانلود فیلم يک خانواده محترم دانلود یک خانواده محترم دانلود با لینک مستقیم یک خانواده محترم فیلم کامل دانلود فیلم یک خانواده محترم Download دانلود تیزر فیلم یک خانواده محترم یک خانواده ی محترم دانلود دانلود فیلم یک خانواده محترم دانلود کامل فیلم یک خانواده محترم با لینک مستقیم یک خانواده Happy گیلانی یک خانواده شاد گیلانی یک خانواده کانادایی در ایران ریحانه را نجات دهید کودکان را نجات دهید چگونه آب را نجات دهیم چگونه غریق را نجات دهیم هرکس فردی را نجات دهد آب را نجات دهیم موسیقی را نجات دهید زمین را نجات دهیم چگونه زمین را از آلودگی نجات دهیم چگونه زمین را نجات دهیم چگونه میتوانیم زمین را از آلودگی نجات دهیم کارون را نجات دهیم اهیل صنم را نجات میدهد داد از جدایی داد از جدایی بابا کجایی داد از غم جدایی خداوندا مرا داد از جدایی داد افرین داد افرینان داد افرین شیراز داد افرین اصفهان داد آفرین تهران انتشارات دادآفرین اموزشگاه داد افرین مشاهیر داد افرین دکتر دادآفرین آژانس دادآفرین داد زدن به انگلیسی جیغ زدن به انگلیسی داد تعاون داد تعاونی داد تعاون دادگستری تعاونی دادبومهن قوه قضاییه داد تعاون داد بومهن تعاونی مسکن داد داركم داد کا علاج داد از غم تنهایی ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی یک دوست ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی Akairan ای داد از غم تنهایی تو کجایی ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی تفسیر ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی افتخاری ی پادشه خوبان داد از غم تنهایی ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی گنجور ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی معنی داد زدن در خواب علل فریاد زدن در خواب فریاد زدن در خواب فرياد زدن در خواب تعبیر داد زدن در خواب درمان داد زدن در خواب تعبير داد زدن در خواب دلیل داد زدن در خواب علت فریاد زدن در خواب دلیل فریاد زدن در خواب داد میزنه دوباره عشق داد میزنه دوباره عشق+مرتضی متن آهنگ مرتضی داد میزنه دوباره عشق آهنگ داد میزنه دوباره عشق آهنگ داد میزنه دوباره عشق مرتضی دانلود داد میزنه دوباره عشق مرتضی آهنگ داد میزنه دوباره عشق از مرتضی دانلود آهنگ داد میزنه دوباره عشق مرتضی دانلود آهنگ داد میزنه دوباره عشق از مرتضی دانلود اهنگ داد ميزنه دوباره عشق داد زدن سر کودک داد زدن سر کودک 2ساله داد زدن سر کودکان داد زدن سر کودک یکساله داد زدن سر کودک دو ساله جیغ زدن سر کودک داد زدن سر نوزاد داد زدن بر سر کودک عواقب داد زدن سر کودک داد زدن بر سر کودکان که جان را فرش مادر ماجرای زاغی که جان یک خانواده را نجات داد!

دیدگاه شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده سایت نمایش داده خواهد شد
آخرین مطالب
تبلیغات
آمار وتار
  • تعداد مطالب : ۱۱۹۱۶۹
  • تعداد نظرات : ۴۶۷
  • تعداد حاضران : ۳۴۰
  • آخرین بروزرسانی : ۲۱ ساعت قبل
تبلیغات
تبلیغات
آخرین جستجوها