freepay, Freepay, freepay.ir, فری پی, درگاه پرداخت
تبلیغات
فال, فال های وتار, فال وتار, faal, fal, wtaar, faal wtaar


کد خبر: ۴۱۸۰۰۰

۱۴۱  بازدید

ماهنامه خط خطی - مهرشاد مرتضوی: ثروتمندی سبدی پر از غذای فاسد به فقیری داد. فقیر همه را دور ریخت و گل هایی زیبا در سبد گذاشت و بازگرداند. ثروتمند پرسید: «چرا چنین کردی؟!» فقیر گفت: «هرکس آنچه در دل دارد می بخشد.»


ثروتمندی سبدی پر از غذای فاسد به فقیری داد. فقیر همه را دور ریخت و گل هایی زیبا در سبد گذاشت و بازگرداند. ثروتمند پرسید: «چرا چنین کردی؟!» فقیر گفت: «هرکس آنچه در دل دارد می بخشد.» ثروتمند داد زبان فقیر را از حلقومش بیرون بکشند که آنچه در دل دارد راحت دیده شود.

ثروتمندی سبدی پر از غذای فاسد به فقیری داد. فقیر همه را دور ریخت و گل هایی زیبا در سبد گذاشت و بازگرداند. ثروتمند پرسید: «چرا چنین کردی؟!» فقیر گفت: «هرکس آنچه در دل دارد می بخشد.» ثروتمند گفت: «در دل من چیزهای دیگری نیز بود.» و کار بدی در دستان فقیر کرد.

ثروتمندی سبدی پر از غذای فاسد به فقیری داد. فقیر همه را دور ریخت و گل هایی زیبا در سبد گذاشت و بازگرداند. ثروتمند پرسید: «چرا چنین کردی؟!»  فقیر گفت: «هرکس آنچه در دل دارد می بخشد.» ثروتمند شرمسار شد و معده و پانکراسش را به فقیر بخشید

ثروتمندی سبدی پر از غذای فاسد به فقیری داد. فقیر همه را دور ریخت و گل هایی زیبا در سبد گذاشت و بازگرداند. ثروتمند پرسید: «چرا چنین کردی؟!» فقیر نقاش را برداشت و گفت: «من نامزد دخترت هستم، بدبخت! وایسا خرم از پل رد شه، دارم برات.»

ثروتمندی سبدی پر از غذای فاسد به فقیری داد. فقیر نگاه بدی به او کرد. ثروتمند گفت: «چیه؟ نکنه عضو شورای شهری، خون می خوای؟»

ثروتمندی سبدی پر از غذای فاسد به فقیری داد. فقیر همه را دور ریخت و گل هایی زیبا در سبد گذاشت و بازگرداند. ثروتمند گل ها را به قیمت بالای فروخت و ثروتمندتر شد.

ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسد به فقیری داد. فقیر از آن غذاها کالباس درست کرد و به خورد مردم داد.

ثروتمندی سبدی پر از غذای فاسد به فقیری دارد. فقیر رفت لای شمشادهای پارک و موادها را از لای غذاهای فاسد بیرون آورد و داد دست مشتری. سپس، به ثروتمند زنگ زد و گفت: «ماموریت انجام شد.»

ثروتمندی سبدی پر از غذای فاسد به فقیری داد. فقیر همه را دور ریخت و گل هایی زیبا در سبد گذاشت و بازگرداند. ثروتمند پرسید: «چرا چنین کردی؟!» فقیر گفت: «تازه برادر من که پشت سر توست از من فقیرتر است.» سپس، دوتایی ثروتمند را داخل گونی انداختند و در ازایش یک میلیون دلار خواستند.

منبع : برترین ها ارسال به :
انتشار : دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵ - ۹:۰:۶ دیده شده : ۱۳بار نویسنده : admin
دیدگاه شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده سایت نمایش داده خواهد شد
آخرین مطالب
تبلیغات
آمار وتار
  • تعداد مطالب : ۱۱۹۴۰۹
  • تعداد نظرات : ۳۰۰
  • تعداد حاضران : ۲۷۹
  • آخرین بروزرسانی : ۴ دقيقه قبل
تبلیغات
برچسب ها
تبلیغات
آخرین جستجوها